تبليغاتX
گوراجوب

با درود

امیدوارم همه خوب و سلامت باشید.

عزیزی که با نام یه دوست نظر گذاشته بودی: بی انصافیه اگه بگی  مطالب هیچکدومش به گوراجوب ربطی نداره همان شیرواره و سه بره مگه از رسوم ماه نیست؟ البته قبول دارم مطالب دیگه ای هست اما این پیام های کوتاه ب دلیل اینه که فرصت نوشتن ندارم و هر بار که آن میشم یه پیام میذارم.

البته در ایام خاونکار چند مطلب جامع اما غیر مذهبی ذر وب قرار خواهد گرفت دلیل اینکه مذهبی نمی نویسم اینه که اطلاع کامل و جامعی ندارم.

در مورد دوست عزیز سایه روشن: چند با سعی کردم براتون میل بفرستم اما هر بار پیغام میداد آدرس مقصد نا معتبره  اگه میشه یه ایمیل برام ارسال کنید تا مطالبو براتون ارسال کنم.

حالا هم چند عکس از گوراجوب قرار میدم امیدوارم دوست داشته باشید.ashk2002@yahoo.com

 

نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 11:58 | لینک ثابت |

در عشق قطره ای جنون و در جنون قطره ای عقل وجود دارد.

با سپاس:جوجو

نوشته شده توسط اهورا در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 17:47 | لینک ثابت |

بادرود.

در دنیا بسیاری از اعمال دلایلی کاملا" فیزیکی دارند اما بسیاری از اتفاقات را نیز نمی توان با دلایل فیزیکی  بررسی نمود .

اعمالی  که دلایل فیزیکی آنها مشخص نشده دو دسته اند يا اصلا" دلايل فيزيكي ندارند يا اينكه علم انسان به جايي نرسيده كه آنها را كشف نمايد.

بنابراين به جاي اينكه بدون فكر هر ايده اي را بپذيريم ابتدا در مورد آن تفكر نماييم تا دچار جهل نشويم كه بزرگترين دشمن ما جهل است.

باسپاس:جوجو

نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ساعت 10:42 | لینک ثابت |
حرکت همیشه زیباست حتی اگر هدف یک سراب باشد.

نتیجه سکون فساد است.

چون چشمه روان باشیم نه چون برکه .............

با سپاس:جوجو

نوشته شده توسط اهورا در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت 12:31 | لینک ثابت |

با درود

وبلاگ گوراجوب با چند عکس جدید بروز شد .

امیدوارم خوشتون بیاد و در این فصل پاییز از این عکس های بهاری لذت ببرید.

در ضمن نظر دادن هیچ هزینه ای نداره حتی برای شما دوست عزیز.

با سپاس : جوجو

نوشته شده توسط اهورا در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 13:56 | لینک ثابت |

با درود

می نویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد با تو از حادثه ها  خواهم  گریه ای   گریه اگر بگذارد  گریه ای گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت  فتح معراج غزل کافی نیست با تو از اوج غزل خواهم گفت  می نویسم همه هق هق  تنهایی را تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی به حریم خلوت عشق تو تنها برسی  می نویسم همه با تو نبودن ها را تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری  تا تو تکیه گاه امن خستگی هام  باشی  تا مرا باز به دیدار خود من ببری  می نویسم از تو........................

 

در طی چند ماه گذشته مطالب زیادی  در وبلاگ قرار گرفت و بازدید وبلاگ هم به شکل جالبی بالا رفت به شکلی که متوسط آن به حدود 17 بازدید در روز رسید که برای وبلاگی که فقط به یه روستا می پردازه کم نیست و از شما کمال تشکر را دارم که برای وبلاگ وقت گذاشتید .

مطالب من در طول این مدت همواره همراه با اشکالاتی بوده که امیدوارم مرا ببخشید اما به دلیل برخی مشکلات بعد از این وبلاگ بروز نخواهد شد مگر با تعدادی عکس .

البته اگر مطلبی از شما برسه در اولین  فرصت  در وبلاگ قرار میدم  چون بطور مداوم با اینترنت همراه هستم اما فرصت تایپ ندارم.

اگر مشکلی نباشه و فرصت داشته باشم در ایام خاوندکار مطلبی جامع و عامیانه از مراسماتی که در خاوندکار برگذار می شد در وبلاگ قرار خواهم داد البته اگه کسی در این رابطه مطلبی بفرسته خوشحال میشم .

بهر حال امیدوارم در طول این مدت با نظراتتون منو خوشحال کنید.

 

 

جدا از تو نمی خواهم  ببینم روی دنیا را   بیا تا در شب چشمت  ببازم صبح فردا را.

 

 

با سپاس :جوجو

 

نوشته شده توسط اهورا در سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت 10:8 | لینک ثابت |

با درود

سه بره

بره به کره حاصل از شیر یک روز گفته می شود.

در روستای گوراجوب در فصل پرشیر سال سه روز را  که تمام دام ها در سلامت وشیردهی باشند انتخاب نموده  و در آن سه روز کره حاصل را به صورت کامل جمع می نمایند.

پس از جمه آوری کره آن را به روغن حیوانی تبدیل می کنند.

از کره حیوانی بدست آمده کلیره یا گرده می پزند و آن را توسط سید دعا می دهند(سید بر آنها دعا می خواند).

سپس آن را بین همسایگان قسمت می کنند.

گرده: نان گردی اس از خمیری مخصوص با اندازه کوچک.    خمیر آن از آرد گندم   روغن حیوانی  و آب  و گاهی اوقات از مقدار کمی شکر تهیه می شود.

این رسم نوعی شکرگذاری از خداست که این نعمت ها را به آنان ارزانی نموده است البته مردم این روستا در روز عید نوروز هم در صورت داشتن دامی شیر ده شیربرنج پخته و دعا می دهند.

این رسوم قدیمی  شاید در نگاهی سطحی معمولی به نظر برسد اما تا جایی که من اطلاع  دارم در بقیه نقاط کشور کمتر به چنین رسومی برمی خوریم  چنین رسمی یک سپاسگذاری عملی است که بالاترین شکل سپاسگذاری محسوب می شود .

امیدوارم این مطلب هم مورد توجه شما قرار گیرد .

در صورت امکان روی تبلیغات کلیک کنید و نظر یادتون نره.

با سپاس :جوجو


 

نوشته شده توسط اهورا در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 11:6 | لینک ثابت |

با  درود

در زمانهای نچندان دور و حتی در حدود 10 پیش هم رسمی وجود داشت به نام شیرواره  که رواج آن به سالهای بسیار دور باز می گردد.

زنان روستایی در فصل تابستان بسیار پر کار بودند و بنابراین به دنبال ایده ها و ابتکاراتی بودند که در زمان صرفه جویی کنند در آن زمانها هر خانواده روستایی دارای تعداد کمی دام بوده اند و مشک زدن و کره را به روغن تبدیل کردن هم زمان وقت گیری بود و به دلیل کمی شیر کار مقرون به صرفه ای نبود بنابراین راه حلی برای  صرفه جویی در زمان یافتند و آنهم اینکه چند خانوار باهم یک گروه را تشکیل می دادند و طی پریود های مشخص شیر گروه به هرکدام از خانواده ها تعلق می گرفت و آن خانواده در طی دوره مربوط به خودش در زمان تحویل گرفتن شیر را با له له  اندازه گیری کرده و همه آنها را به ماست تبدیل می کرد و پس از آن با مشک کره آن را جدا نموده و دوغ باقی مانده را با له له نسبت به شیری که تحویل گرفته بود تقسیم می کرد و در طول آن دوره کره متعلق به خودش بود .

در متن بالا از وسیله ای برای اندازه گیری  شیر نام برده شد که شاید نسل های جدید و حتی افراد زیر 15 سال آن را نشناسند هر چند که مطمئنم در صورت سئوال از بزرگتر ها اطلاعات خوبی به دست می آورند اما   له له   تکه چوبی بود که دانه های تسبیح و به اصطلاح گوراجوبی مهره و زنگیانه روی آن نصب شده بود(با فاصله های گوناگون) که آن  را برای اندازه گیری عمق شیر استفاده می کردند و پس از گرفتن کره شیر و زمان تحویل دوغ  به همان میزان دوغ تحویل افراد میداد.

 

شیرواره رسمی بود که با همکاری  ممکن می شد و به نظر من در آن زمان ابتکاری جالب بوده.

 

قصد دارم همین روزها مطلبی هم راجع به سه بره و شوکه  در وبلاگ قرار دهم و پس از طی ماهی پر کار وبلاگ گوراجوب در حدود چهار ماه اینده به دلایلی کمتر به روز خواهد شد امیدورم در این مدت مطالب ارسالی از شما به دست من برسد تا در وب قرار دهم و همچنین فرصتی باشد برای عزیزانی که این چند وقته با وبلاگ ما آشنا شده و آرشیو آن را مطالعه نمایند .

سراپا آتشو احساس سردیست فقط ...........................

نوشته شده توسط اهورا در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 15:26 | لینک ثابت |
با درود

    یکی از دوستان  نظری بسیار جالب داشتند و من دیدم نظرشون کاملا"صحیحه بنابر این بعد از این شاهد تغییرات جدی در مطالب خواهی بود بدین صورت که فقط و فقط به نوشتن راجع به گوراجوب خواهم پرداخت نه توضیح در مورد نظرات و یا مسائل این چنینی .

به همین زودی نوشته زیبایی در وبلاگ قرار خواهم داد امید وارم مورد توجه شما قرار گیرد.

در این مدت مطالب من همواره دارای مشکلاتی بوده و بیشتر به حاشیه رفته بود امیدوارم منو ببخشید.

با سپاس:جوجو

نوشته شده توسط اهورا در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 12:14 | لینک ثابت |

با درود

امروز مطلبی در مورد فرهنگ و زبان ایران و گوراجوب در وب قرار میدم که به نظر من می توان در بعضی از مشخصات زبان و فرهنگ گوراجوب را با ایران مقایسه نمود.

در ابتدا  در مورد زبان:

پس از حمله اعراب به ایران کلمات عربی زیادی وارد زبان پارسی شد و سالهای طولانی اعراب بر ایران حکومت کردند و زبان رسمی دربار نیز عربی بود و بسیاری از دانشمندان آن زمان ایران برای منافع مالی هم که شده و یا  تحت فشار حاکمان وقت آثار علمی خود را به زبان عربی ارائه نمودند اما چه اتفاقی افتاد و به چه دلیل زبان ایرانیان پس از 400 سال حکومت اعراب پارسی ماند؟ به نظر من و با توجه به مطالبی که خوانده و یا شنیده ام  دلیل اصلی ماندگاری زبان پارسی قدرت و ریشه قوی آن بود که تند باد سهمگین عرب نیز آن را ریشه کن ننمود و به جای اینکه ایرانیان عرب زبان شوند زبان عربی را در پارسی به شکلی خورد کردند که پارسی تاکنون پا برجاست هرچن دارای کلماتی بیگانه  هم هست.

این ماندگاری که با تغییراتی نیز همراه بود را باید نشانه های پویایی و زنده  بودن پارسی دانست .

همانطور که میدانید بسیاری از کشور های  شمال آفریقا پس از هجوم اعراب زبان  خود را از دست داده و عرب زبان شدند که در این میان عرب زبان شدن کشوری چون مصر با آنهمه تمدن جای شگفتی دارد و البته جایگاه و موقعیت فرهنگی ایران آن زمان را به رخ می کشد.

البته در تداوم زبان پارسی بزرگانی چون فردوسی نقشی داشته اند که تا ابد همه پارسی زبانان مدیون ایشانند.

به نظر من زبان گواجوبی هم دارای همین ویژگی پویایی و ماندگاری است در اطراف آن روستا همه کردی صحبت می کنند آنهم با لهجه های گوناگون و در هم ریخته که به هیچ کدام از گویش های کردی اصلی مرتبط نیستند البته شاید بتوان کردی آنان را شبیه کردی کلهر دانست و به هر حال گوراجوبی صحبت نمی کنند و مردم شهرنشین گوراجوب نیز با آنکه با زبانها و گویش های مختلفی درگیرند باز هم گوراجوبی زبان اصلی آنان است هرچند کلماتی بیگانه نیز وارد آن شده است . و بچه هایی هم که ساکن شهر بوده اند در بزگسالی گوراجوبی صحبت می کنند هر چند با لهجه ای غیر اصیل .

بهر حال این نشانه ها ثابت می کند که زبان گوراجوب هنوز زنده است و هنوز خیلیییی زود است که مرگ آن را باور کنیم اما قبول دارم که در خطر است.

 

در مورد فرهنگ:

فرهنگ را باید مانند آبی حیات بخش دانست . ماهیت آب این است که حرکت و جوشش آن پاک ماندن و قابل استفده بودن آن را تضمین می کند و ثابت بودن آن را به مردابی بی ثمر تبدیل میکند که دیگر هیچ استفاده ای ندارد.

فرهنگ کلی ایران از گذشته تا کنون تغییرات خوب و بد بسیاری را به خود دیده است که بد ترین آن را می توان در زمان حمله اعراب به ایران دید که برخی رسوم که هم اکنون هم مشکل ساز هستند یاگاری هستند از آن زمان.مانند مهریه که زن را به کالایی با ارزش مشخص تبدیل می کند .

البته بسیاری از فرهنگ های اعراب در لباس دین وارد ایران شده اند که مسلمان شدن ایران در آن شرایط جنگ های خونین ( به تاریخ طبری مراجعه شود) این امر را تسریع نمود هر چند که به گفته یک محقق آلمانی  : ایران در حرم سرای بزرگ اسلام همواره عروسی بود که هیچگاه از روی رضایت بله را نگفت> (لبته من کاری با دین و خوب و بد بودن دین ندارم).

در زمان اسلام فرهنگ های عربی زیادی که ریشه در اسلام هم نداشت به مستعمرات آنان صادر می شد که مردم اصیل ایران کمترین تاثیر را پذیرا شدند  برای پی بردن به آن آداب و رسوم می توانید در مورد به تفریح رفتن خانواده های افغان تحقیق کنید.برای این امر کافی است از یک افغانی که به تفریح رفته بپرسید آیا زنش همراهش بوده؟(البته من قصد بی احترامی به هیچ ملتی ندارم).

البته غیر از فرهنگ اعراب فرهنگ قوم مغول هم بر ایران تاثیر گذار بود که از چیزهایی که هنوزم مانده می توان به اشکالی که برای ماه های سال متصورند اشاره کرد.

فرهنگ گوراجوبی هم در معرض بسیاری از تهاجمات قرار داشته و تغییرات ایجاد شده در آن عامل ماندگاری آن تاکنون شده است  ماندگاری فرهنگ به معنای ثابت  ماندن ارزش های جامعه نیست زیرا این امر جویبار فرهنگ را به مردابی تبدیل می کند که برای نسل های آینده غیر قابل تحمل و استفاده است و نسل های بعد بدنبال راهی برای فرار در آغوش فرهنگ ها و رسوم بیگانه قرار خواهند گرفت.

بر اساس گفته نظریه پردازی بزرگ: آینده را باید زمان تقابل فرهنگ ها دانست زیرا  با انقلاب الکترونیک فاصله های  مکانی چند ساله به چند ثا نیه  تبدیل می شود و با خبر شدن از قاره های دیگر دنیا همانند باخبر شده از حال همسایه است .در این زمان است که فرهنگ های مختلف خود را به مردم عرضه می دارند و فرهنگی زنده می ماند که بتواند خود را بروز نموده و پاسخگوی نیازهای جامعه باشد بنابراین تغییر را در هر فرهنگ باید به فال نیک گرفت .

اما نکته مهم این است که نباید از فرهنگ های دیگر کپی برداری نمود بلکله با نگاهی نقادانه با ید نکات مثبت آنان را گرفت  و در فرهنگ خود حل نمود.

البته فرهنگ گوراجوبی که ریشه در کردی دارد کاملا" زنده و پویا است و عرضه لباسهای کردی با طرح های بروز شده در نگهداری این فرهنگ اصیل و کهن بسیار موءثر است .

در پایان امیدوارم مطلب ارئه شده مورد توجه شما قرار گیرد .

ما را از نظرات خود بهره مند سازید .

با سپاس:جوجو

نوشته شده توسط اهورا در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ساعت 10:54 | لینک ثابت |